عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

ببخشید ببخشید

سلام به همه ی عزیزان خودم از همه ی دوستای گلم که تو این مدتی که نبودم همشون جویای احوالات ما بودن . از همشون یه دنیا تشکر میکنم و امیدوارم که بتونم جبران کنم. این مدتی که نبودیم اومدیم تبریز و حال بابام زیاد خوب نیست. کمرش درد میکنه و این خیلی ناراحتمون کرده. از همه ی دوستای گلم میخوام که لطفا دعاش کنین. بخاطر همین خیلی زیاد وقت نمی کنم که بیام پای نت. از همتون عذر میخوام. جونم براتون بگه که عسل خانم هم تا دلتون بخواد شیطونی میکنه و دل میبره. فداش بشم شیطونیاش زیاد شده و به قول خودش خانم شده. بازم همه ی دوستای گلمو و مخصوصا نی نی های گلشونو از دور میبوسم. دوستتون دارم بای   ...
26 خرداد 1392

هیس ممنوع!

دخترم  پرنسسم نازم فریاد که میکشی نمی گم ساکت. نمی خوام ساکتت کنم. دوست ندارم ساکتت کنم. دوست ندارم که یاد بگیری که فریادهاتو توی دلت خاموش کنی. دلم میحواد  خالی بشی از این همه اعتراض بچه گانه ات.... می ترسم بهت بگم هیس! نمی خوام بترسسی و از لحن گفتن من برنجی..... دوست ندارم هیس کردن عادتت بشه... جیغ که میکشی منم فقط نگاهت میکنم .... میگم جانم..... بگو مامان.... بعدش با نوازشام آرومت میکنم.. چی کار کنم من یه مادرم! از همه ی کارات لذت میبرم و هیچ کار تو منو ناراحت نمیکنه. عسلم فریاد اعتراض بچه گانه ات را دوست دارم.... اگر در هر لحظه ای یقین داشتی که چیزی حق توست .... اعتراضت را اعلام کن.... سکوت نکن.....
17 خرداد 1392

امان از نیش پشه ها

سلام  و صد تا سلام به همه ی دوستای گل خودم بازم پشه بازم حساسیت بازم تابستون خیلی خیلی ناراحتم چون دختر گلم بخاطرنیش پشه و حساسیت داره اذیت میشه.  بخدا شاید باورتون نشه ولی خیلی دلم میشکنه جیگرم آتیش میگیره وقتی میبینم جگر گوشم پاره ی تنم ار درد پاهاش گریه میکنه. بخدا جمعه شب تا خود صبح طفلکی داشت درد میکشید و منم جز ماساژ دادن جای نیش با پماد های مختلف هیچ کاری نمیتونستم بکنم. بخدا وقتی که عسل  کوچکترین ناراحتی داره بزرگترین آرزوی من اینه که خدا همه ی درداشو ازش بگیره و به من بده. دوست دارم بمیرم ولی حتی یک لحظه هم ناراحتیشو نبینم. الانم خوب نشده هنوز و گاهی دردش میگیره دخترم. یه ذره کوچولو هم سرما خورده ولی ی...
17 خرداد 1392

گردش آخز هفته

روز جمعه یه روز خیلی خوب و عالی و پر از انرژی و عشق بود. خیلی بهمون خوش گذشت به دستور عسل خانم قرار شد برای ناهار ماکارونی یا به قول خودش ماکارونی دراز بپزیم و با اسمیت و کالسکه بریم بیرون. منم زودی به کمک بابا همه چی رو آماده کردمو ساعت 2 رفتیم بیرون. شما که تا دلت بخواد بازی کردیو هر کاری کردم یه لحظه هم نخوابیدی. خلاصه ساعت 7 رهسپار خونه شدیم ساعت8 دوباره زدیم بیرون برا خرید که عسل بازم چشمش به سرسره افتاد و تا ساعت 10 بازی کرد و رفتیم خونه       ...
11 خرداد 1392

عسل سر آشپز

سلام وای که روز پنج شنبه چقدر خوش گذشت عسل خانم درخواست کیک کردن منم خواستشون رو قبول کردمو با هم دیگه شروع کردیم بهترین کیک عمرمو داشتم درست میکردم عسل انقدر هیجان داشت و تا دلش خواست منو سوال پیچ کرد.  اینم عکسای کیک درست کردنمون                                                                                                ...
11 خرداد 1392

بازم پارک

سلام گلای خودم بازم رفتیم پارک همیشگی یا بهتره بگم پاتوق همیشگی. یا تنهایی جایی برای سرگرمی و فرار از تنهایی و غربت. خوب چیکار کنیم تنها دلخوشیمون همون یه پارکه حالا چند تا عکس از ناز گلم براتون میذارم                                                                                                        ...
11 خرداد 1392

اومدیم خونمون

سلام سلام به همه ی دوست جونیای خودم. خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟  ما هم خیلی حالمون خوبه. ببخشید که چند وقته آپ نکردم .شرمنده. جمعه 92/3/3 برگشتیم خونمون. وای که چه روز خسته کننده ای بود. خیلی معطلی داشتیم واسه همین خیلی خسته شدیم. این عکسارو هم تو ترمینال تبریز گرفتم:                 اینم از ژستای جدید عسل خانم.                 اینجا هم تو ماشین نشسته و در حال تفکر هستش. یه چی خودمم نمی دونم           فدات بشم دختر گلم ببخشید که اون روز خیلی اذیت شدی نفسم. ببخشید نمی دونم بازم چرا سیستم هنگ کرده و نتمونس...
11 خرداد 1392
1